همنشینی، فرصتی سوزنده یا سازنده؟!

یکی از مهمترین نیازهای افراد بشر، داشتن همنشین و دوستان صمیمی و همراه است؛ دوستانی که بتواند با آنها انس بگیرد، دردها و رنج های روحی را به وسیله ی آنها التیام بخشیده و خلأهای اقتصادی و … را با همکاریشان پرکند.

نقش موثر دوستان

اسلام به عنوان دینی جامع و کامل به نقش پررنگ دوستان در زندگی افراد بشر همواره توجه داشته و در آیات و روایات بسیاری، مسلمین را از حدود و ضوابط آن -در راستای بهره مندی هرچه بیشتر و بهتر- آگاه ساخته است و از آفاتی که ممکن است در این مسیر دامانشان را بگیرد برحذر داشته است.
قرآن کریم دامنه ی تاثیرات دوستی را تا سعادت و شقاوت بندگان بیان کرده است و در سوره ی مبارکه فرقان از زبان بنده ای که مستحق عذاب شده است چنین می فرماید: (یا وَیْلَتى  لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلًا) «اى واى بر من! كاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم»

مومن الفت گرفته و الفت می پذیرد

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) مانوس بودن و الفت داشتن را یکی از نشانه های سلامت ایمانی شخص بیان کرده و می فرماید: «المُوْمِنُ أَلِفٌ مَأْلُوفٌ وَ لا خَیْرَ فی مَنْ لایَأْلَفُ وَ لا یُوْلَف؛ مومن چنان است که با دیگران انس و الفت گرفته و دیگران با او انس دارند و کسی که نه الفت پذیر است و نه الفت می گیرد در او خیری نیست.»

داشتن دوستان بسیار و دشمنان کم یکی از تاکیدات اسلام است چرا که داشتن دوستان بسیار، به انسان در مسیر تکامل خود، سرعت بیشتری می دهند و عبور از موانع را برای او آسانتر می کنند. نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) مانوس بودن و الفت داشتن را یکی از نشانه های سلامت ایمانی شخص بیان کرده و می فرماید: «المُوْمِنُ أَلِفٌ مَأْلُوفٌ وَ لا خَیْرَ فی مَنْ لایَأْلَفُ وَ لا یُوْلَف؛ مومن چنان است که با دیگران انس و الفت گرفته و دیگران با او انس دارند و کسی که نه الفت پذیر است و نه الفت می گیرد در او خیری نیست.»
اما انتخاب یک همراه آنهم برای عبور از این مسیر حساس و پرخطر باید با دقت زیاد و حساسیت بالا  انجام شود تا انسان بتواند به سلامت به مقصد خویش برسد. اسلام افرادی که انسان با آنها سروکار دارد را به دو دسته کلی تقسیم کرده است : 1- همنشین (مصاحب، مُجالس و…) 2-  دوست صمیمی (خلیل،صدیق و…) (که البته مصاحب در عرب به کسی گفته می شود که در اکثر اوقات همراه شخص است بنابراین می تواند دوست صمیمی شخص هم باشد)

 

همنشین ، باید ها و نباید ها

در آنجا که از همنشینی با شخصی نهی شده است به طریق اولی از دوستی با او نیز نهی شده است و بخاطر همین به ذکر ملاکات و معیارهای مصاحب اکتفا می کنیم.
در باب معیارها و ملاک های انتخاب همنشین و تاثیرات آن، روایات بسیاری نقل شده است که به ذکر چند نمونه از آن اکتفا می کنیم:
1. از نبی مکرم اسلام سوال شد كدام همنشین خوب است؟ فرمودند:
الف. انسانی مومن و متقی که دیدنش انسان را به یاد خداوند بیندازد.(نیک صورتان) (مَنْ ذَكَّرَكُمْ بِاللَّهِ رُوْیَتُه) 
ب . کلام و گفتار او بر علم و دانشتان بیفزاید. (علما و دانشمندان نیک اندیش) (زَادَكُمْ فِی عِلْمِكُمْ مَنْطِقُه)
پ. عملش یاد آخرت را برای شما زنده کند (نیکوکاران) (ذَكَّرَكُمْ بِالْآخِرَةِ عَمَلُه ) (بحار ج71 ص186)
بنابراین شخصی که در ظاهرش اثری از دینداری مشاهده نمی شود و یا صحبت های او لغو و بیهوده است و یا ظاهری دینی دارد و حرف هم خوب می زند ولی عمل دینی ندارد نمی تواند همنشین خوبی باشد.

2. فاسق و گناهکار

افراد فاسق هم خود را به نابودی می کشند و هم اطرافیان خود را و مجالست با آنان هم بر شأن اجتماعی انسان لطمه می زند و هم بر دین و ایمان او ؛ امام علی علیه السلام می فرمایند: "با انسانهای شرور معاشرت نکن، چرا که طبع تو، نا آگاهانه، از طبع او می دزدد". این روایت به مسلمین هشدار می دهد که تاثیر باطن کثیف انسان شرور برهمنشین خود به صورت ناخودآگاه و غیر ارادی است و لذا باید بیشتر مراقب بود.

دوست خوب به فرموده ی مولا امیرالمومنین همچون کبریت احمر است که باید با تمام وجود او را حفظ کرد، ولی دوست بد همچون باتلاقی است که ذره ذره انسان را به پایین می کشد و زمانی متوجه می شود که کار از کار گذشته است

در روایتی دیگر آمده است که اگر شخص فاسق انسان را به غذا دعوت کرد نباید بر سر سفره ی او نشست و با او هم غذا شد. شاید منظور روایت علاوه بر کلام بالا آن باشد که مراوده با این افراد، انسان را در معرض تهمت قرار می دهد.
3. افرادی که از لحاظ اقتصادی در سطح بالاتری از شما قرار دارند (آنچه که در اینجا مشکل ساز است نفس اماره خود شخص است نه فرد ثروتمند!)
امام محمد باقر (علیه السلام) به شخصى فرمود: با ثروتمندان معاشرت نكن زیرا انسان وقتى كه با آنها معاشرت مى كند از نعمتى كه خدا به خودش داده است قدردانى نمى كند و به مرحله اى مى رسد كه تصوّر مى كند خدا به وى نعمتى نداده است.
در این روایت انگشت اشاره به سمت خود شخص گرفته شده است و به او هشدار می دهد که با رفت و آمد با افراد ثروتمند نعمتهایی که خداوند به تو داده است برایت بی ارزش می شود. لذا ممکن است آن فرد ثروتمند، انسانی شریف و نیکوکار باشد ولی آن نعمت ها چشم مرا بگیرد و مرا به انحراف بکشاند(دقت کنید) البته در برخی روایات از مجالست با ثروتمندانی که مست ثروتشان شده اند نهی شده است و باید بین این دو دسته روایات تفاوت قائل شد.
در روز قیامت که یکی از اسمای آن یوم الحسره است بندگان از اینکه چه فرصت هایی داشتند و از دست دادند به شدت حسرت می خورند؛ به تعبیر قرآن (وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى  یَدَیْه ) «و (به خاطر آور) روزى را كه ظالم هر دو دست خویش را از شدت حسرت به دندان مى گزد» کسی که حسرتش بسیار باشد میگویند دست خود را به دندان گزید.
در اینجا تعبیر به هر دو دست آورد تا نهایت تاسف و پشیمانی شخص را برساند و جالب است که بدانید چنین شخصی که اینقدر متاسف و پریشان است به خاطر انتخاب دوست بد است. دوست خوب به فرموده ی مولا امیرالمومنین همچون کبریت احمر است که باید با تمام وجود او را حفظ کرد، ولی دوست بد همچون باتلاقی است که ذره ذره انسان را به پایین می کشد و زمانی متوجه می شود که کار از کار گذشته است.

کلام آخر:

در آخر از خداوند متعال میخواهیم تا توفیق رفاقت و دوستی و یا حداقل همنشینی با خوبان و نیکان روزگار را به ما عطا کند و ما را از شر دوستان ناباب محفوظ بدارد.

رفیق قدیمی ، مرحوم مسنجر

برای بسیاری از ما زمانی، اینترنت معنی جز یاهو مسنجر نداشت و چت را جز با این نوستالژی نشناختیم. یاهو مسنجر  را برای خیلی ها می توان سنگ صبور و رفیق قدیمی و مونس نامید!

یاهو. مسنجر اواخر 1990 متولد و در 5 آگوست 2015 به طور رسمی تعطیل می شود. در این سالها خیلی از ما اولین اعتیاد اینترنتی مان را با مصرف این مسنجر تجربه کرده ایم. شاید شما یادتان نیاید ولی زمانی این چت دوست داشتنی این  شکلی بود:

y1 رفیق قدیمی ، مرحوم مسنجر

در این فورمت خبری از عکس نبود و شکلک ها زحمت چهره ی شما را می کشیدند و خیلی ها با شنیدن اسم ما این شکلک ها در ذهنشان تداعی می شد.  ایکون های زرد آن بودند و خاکستری ها افلاین و چه حسی داشت وقتی که وارد می شدی و میدیدی که اکثر کسانی که در لیست اد داری، آن هستند و از آن اشتیاق برانگیز تر،  وقتی بود که  مشغول کار دیگه ای در اتاقت بودی ناگهان صدای  رسیدن پیغام می آمد و  انگار 1000000 تومان به حسابتان واریز شده و برایتان پیامکش آمده!
اما این تنها فضای چت نبود، در مسنجر برای چت اتاق هم موجود بود و این همانجایی بود که بیشترین زمان را از ایرانی ها می گرفت اتاق های گفت و گو به نوعی همین گروه های تلگرامی امروزی بودند البته مدل  70 یش! 

اما ذوق و نبوغ ایرانی که با ورود هر تکنولوژی بیرون می زند اولین شمه های خود را در مسنجر نشان داد،  بودند نام های کاربری ای در اتاق های چت که کاملا مجازی و غیر واقعی بوده و کارایی جز سر کار گذاشتن خلق الله نداشتند که از دادن اطلاعات بیشتر معذوریم و اهل دل می دانند چه می گویم!  فکر می کنم این افراد همان نسل اول امیر دولاب ها بودند!
اما شاید یکی از شیرین ترین امکانات چت از همان ابتدا استیکر های آن بودند. آن زمان ورد این تکنولوژی ملت مانند تلگرام خود قابلیت استیکرسازی نداشتند و با کمترین امکانات، از این موجودات دوست داشتنی استفاده می کردند:

البته در کنار این شکلک ها، ایتم های پیشرفته تر ی نیز بودند:

و من نمی دانم طرف چطوری با این شکلک ها شب خوابش می برد!
حال که خوب نگاه می کنم می بینم که ما به چه چیزهای قانع و دلخوش بودیم و نسل جدید با ابن همه امکانات و  شبکه های مثل تلگرام و اینستاگرام چقد ناشکرند!
نسل جدید یادشان نمی آید اما برخی از ما برای دیدن روی این استیکرها و انجام یک چت  برای هر 5 دقیقه ساعتی 3هزار تومان می پرداختیم. عصر اینترنت دایل آپ که علاوه بر گرانی، قطع و وصل شدن های مکرر  و معضلی به نام اشغال تلفن و یک پدر و مادر شاکی وجود داشت و شمایی که هیچگاه یک آن شدن بی دردسر و بی استرس از گلویتان پایین نمی رفت!.
یکی از لذت بخش ترین قسمت های مسنجر قسمت ورود بود وقتی که با وارد کردن نام کاربری و پسوردتان وقتی که هیچ امیدی به وصل شدن نداشتید ناگهان یک شکلک خندان و بامزه جلویتان ظاهر میشد انرژی که این لبخند به فرد مقابلش می داد صدتا نوشابه انرژی زای امروزی نمی دهد.

 اما امان از زمانی که  به جای این شکلک یک چهره نامید خاکستری نمایان می شد آنجا بود که امیدهای بسیاری ناامید شده و خیلی ها هم  اینجا اولین شکست عشقی شان را تجربه می کردند.
شرکت یاهو اما مانند بسیاری از  شرکت های خدماتی ما نبود و در طول زمان خود را به روز می کرد تا مخاطبان خود را از دست ندهد، برای همین هنوز هم هستند کسانی که برای چت های خود در کنار همه پیام رسان ها از یاهو مسنجر استفاده می کنند و هنوز از  رنگ بنفش آن دل نکنده اند .حال  خبر تعطیلی این مسنجر محبوب و خاطره برانگیز برای این افراد حکم گم کردن یک هدیه و یادگاری قدیمی را دارد.
رفیق قدیمی که برای دلخوش کردن ما  از چهره دهه  70 خود خود را به این شکل و شمایل در آورده بود:

اما حال قرار است نسل جدیدی را یاهو به جای آن رونمایی کند  که معلوم نیست چقدر جای مسنجر را در دل ها بگیرد  برای خیلی ها  فضای مسجرهای جدید و یاهو مسنجر مانند ماجرای چرتکه و ماشین حساب است!
اما با نهایت تاثر و تاسف تا چند وقت دیگر:

نوشته های خواندنی درباره نوستالژی یاهو

این متن های کوتاه در شبکه های مجازی درباره ی خاطره ی یاهو مسنجر دست به دست می شود. همه ما از یادآوری این خاطره ها لذت می بریم، نه؟
  @یاهو مسنجر اونجاش که مادرت بیدار میشد برای نماز صبح میگفت کور شدی بدبخت
 @ یاهو مسنجر باعث بوجود اومدن فرقه ی اسمایلیه شد و تلگرام باعث بوجود آمدن فرقه ی ایموجیه
  یادش بخیر زمان یاهو مسنجر رفاه تو جامعه خیلى بیشتر بود؛
  به شخصه یادمه خونه هیشکى از زعفرانیه و نیاوران و کامرانیه پایین تر نبود
  در سوگ یاهو مسنجر باید نوشت : buzz منو کاشتی رفتی،تنها گذاشتی رفتی.
  یه شب تو یاهو قرار داشتم تاریک بود دوشاخه مودم رو زدم تو پریز برق مودم سوخت و من اونجا اولین شکست عشقیمو خوردم
  @یاهو مسنجر اونجاش که اینویزیبل میرفتیم یهو یکی مسیج میداد میدونم آنلاینی یجور قیافه میومد انگار شرلوک هولمزه
  راستش شما رو نمیدونم ولی برای من و خیلی از هم سن هایم مهم بود که حتما حدود 18 تا 20 سال باشیم. 25 هم ایده آل بود.. نمیدانم چرا اما ایده آل بود دیگر

چه کسی مقصر ضعف خندوانه است؟

فصل سوم «خندوانه» موفق نیست اما همه تقصیرها را نباید به پای رامبد جوان و تیمش نوشت.

خیلی ها دوشنبه شب 19 خرداد 93 اصلا خبر نداشتند برنامه ای از شبکه نسیم پخش می شود به نام «خندوانه» . مسابقات فوتبال جام جهانی 2014 داغ بود و جذابیت ویژه برنامه ای که عادل فردوسی پور در شبکه سه تدارک دیده بود، اجازه نمی داد کسی شبکه های دیگر تلویزیون را بالا و پایین کند. وانگهی ، شبکه نسیم تازه افتتاح شده بود و پایه همه برنامه هایش را جوک های تکراری شبکه های اجتماعی تشکیل می داد. پس طبیعی است کسی در چنین شرایطی منتظر «خندوانه» نباشد. با این حال آن ها که به شکل گذری سری به شبکه نسیم زدند بزودی متوجه شدند، برنامه رامبد جوان کلیشه ها را دور ریخته و فضایی تازه در برنامه سازی طنز تلویزیونی را تجربه می کند. دکور بشدت خوش رنگ و لعاب است ، تماشاچی ها راحت هستند، مجری و مهمان ها نیت کرده اند مردم را سر حال بیاورند ، آیتم ها نوآورانه و شوخ است و …. 
برگ برنده های «خندوانه» یکی یکی رو شد و به مرور نشان داد می توان «محترمانه» مردم را خنداند، می توان با جدی ترین چهره ها شوخی کرد و جلدی دیگر از آن ها نشان داد ، می شود یک برنامه را به شب نشینی خودمانی تبدیل کرد و … فصل دوم ایده ها قوام یافت و برنامه سر و شکل جذاب تری گرفت و با فینال لیگ «خنداننده برتر» تمام شد ؛ آن هم در اوج. هیاهویی که کمدین ها در جامعه ایجاد کردند سری دوم «خندوانه» را تا حدی به محبوبیت رساند که سال پیش «نود» را هم پشت سر گذاشت و بهترین برنامه ورزش و سرگرمی سال شد. 


حالا خیلی ها منتظر فصل سه «خندوانه» بودند اما یکی یکی متوجه شدند از آن برنامه تا این یکی فاصله بسیار است. درباره چرایی این اتفاق دلایل زیادی می توان ردیف کرد ؛ از دکور بزرگ ، ایده های ضعیف ، وضعیت جناب خان و … که اتفاقا یک بار درباره آن نوشته ایم و می توانید اینجا بخوانید . ضعف «خندوانه» را طور دیگر هم می توان دید:

پای مدیران در میان است

نگران کننده است ؛ در فرهنگ خودمانی باوری ریشه دوانده که یک نفر ، یک اتفاق یا یک پدیده همیشه نمی تواند روی دور موفقیت باشد. ریشه این «نباید»، تاریخی- فرهنگی است ؛ بخشی از آن به عدم خودباوی مان بر می گردد و قسم دیگر به تنگ نظری؛ متاسفانه. زودرنج هم هستیم و مثلا تا وقتی از تیم های ورزشی حمایت می کنیم که «خوب» هستند و با شکست های متوالی ، بجای حمایت شروع می کنیم به تخریب.

فقط یک راه برای نجات «خندوانه» باقی است: حمایت کامل مدیران از برنامه ای که روزی حال مردم را خوب می کرد. جز این باشد تیم سازنده هر روز فرسوده تر می شوند و «خندوانه» بیننده اش را یکی یکی از دست می دهد

ماجرا در تلویزیون شکل دیگری هم دارد، اگر برنامه یا سریالی گل کرد، درون و بیرون سازمان صدا و سیما افرادی هستند که تلاشش شان کشیدن ترمز آن است و عده ای دیگر سعی دارند آن را مصادره به مطلوب کنند. این اتفاق به کرات در تلویزیون رخ داده و یکی از عوامل تشدید کننده «بدبینی» مردم نسبت به موفقیت یک برنامه یا سریال است. از همین معبر می توان حال و روز کنونی فصل سوم «خندوانه» را به قضاوت نشست و بجای ردیف کردن دلایل فنی در عدم توفیق آن، ریشه اش را در تفکر مدیران تلویزیون و فشارهای بیرونی جست و جو کرد. همه نقدهایی که کارشناسان و رسانه ها درباره سری تازه «خندوانه» ارائه می دهند درست ، اما کمی دقت کافی است تا بر اساس آن چه روی آنتن می بینیم پی به «فرمایشات مدیریتی» در روح کلی برنامه ببریم. جناب خان اگر در دوره قبل موج ایجاد کرد و به دل نشست به این خاطر بود که در حد یک عروسک بامزه در «خندوانه» حضور می یافت نه یک انسان عاقل ! چرا در سری قبل حرف های مهم و عمیق جناب خان در قالب نمایش و به زبان مطایبه بیان می شد و حالا این قدر گل درشت است؟
اصلا فکر کرده اید «خانواده باحال» از کجا آمده؟ یعنی ایده پردازان «خندوانه» نمی دانستند چنین مسابقه ای پاشنه آشیل برنامه می شود؟ مگر در سری قبل اهتمام به خانه و خانواده در تک تک آیتم ها ، انتخاب مهمان ها ، سوال های رامبد جوان و … وجود نداشت؟ اتفاقا این مفهوم طوری ارائه می شد که هم به دل می نشست و هم اثرگذار بود. اتفاقا در زمان پخش فصل دوم به این موارد اشاره کرده بودیم ، اینجا  و اینجا می توانید بخوانید.

حالا احتمالا مدیران فکر کرده اند کمپلکس کردن همه مفاهیم ارزشمند خانواده در قالب یک مسابقه حتما تاثیرگذار تر است! فراموش کرده اند که رسالت اصلی و اولیه برنامه «خنداندن» است. اگر این مسئولیت درست انجام شد براحتی می توان همه مفاهیم را در ظرف برنامه ریخت و به خورد مخاطب داد. سال پیش رامبد جوان گفته بود اگر«خندوانه» از شبکه ای دیگر پخش شده بود خیلی زود توقیف می شد ؛ این یعنی دست او و تیمش در اجرای ایده ها باز بوده و با طیب خاطر و با پشت گرمی به مدیر شبکه نسیم کارشان را پیش برده اند. حالا «خندوانه» معروف شده و مثل خیلی از برنامه های دیگر زیر تیغ است ؛ عده ای سهم می خواهند و برخی با کلیت برنامه مخالف اند.

فقط یک راه برای نجات آن باقی است: حمایت کامل مدیران از برنامه ای که روزی حال مردم را خوب می کرد. جز این باشد تیم سازنده هر روز فرسوده تر می شوند و «خندوانه» بیننده اش را یکی یکی از دست می دهد.